"الزامات نهادگرایی راهبردی در مدیریت مناطق آزاد: پیوند اقتصاد و اجتماع"
بسیاری از سیاستگذاران ایرانی ظرفیت مناطق آزاد را میبینند، اما هنوز نگاه راهبردی به آنها ندارند. گروهی مناطق آزاد را انبار کالا فرض کردهاند و گروهی دیگر فقط روی معافیتهای مالیاتی تمرکز میکنند، اما تأثیر ماندگار بر اقتصاد و اجتماع دیده نمیشود. مشکل کجاست؟ در این است که نهادگرایی راهبردی جای خود را به رویههای موقتی داده است.
منطقه آزاد موفق با بقیه کشور تفاوت بنیادین دارد. در حالی که در بسیاری از نقاط ایران تمرکز بر واردات و مشوقهای سطحی است، در یک مدل توسعهیافته جهانی «ایجاد زنجیره ارزش صادراتی»، «شفافیت نهادی» و «ارتباط پایدار با اقتصاد محلی استانها» حرف اول را میزند. نهادگرایی راهبردی یعنی نگاه به منطقه آزاد نه بهمثابه جزیره، بلکه بهعنوان پل توسعه میان اقتصاد ملی و بینالمللی.
پس چه باید کرد؟ قویترین ابزار شما «ثبات قوانین و استقلال نهادی» است. یک سرمایهگذار بلندمدت تنها زمانی وارد میشود که بداند رویهها سال بعد تغییر نمیکند. برای فعال کردن این جریان، اختیارات راهبردی به هیئت امنای مناطق آزاد بدهید، سوداگری زمین را حذف و فساد نهادی را مهار کنید. ایجاد کریدورهای لجستیک متصل به استانهای همجوار و گمرک مشترک با کشورهای هدف نیز یکی از مؤثرترین روشها برای جهش صادرات است. همچنین همکاری با اتاقهای مشترک بازرگانی و اتصال مناطق آزاد به شبکه حملونقل سراسری، تأثیری فراتر از هر معافیت مالیاتی کوتاهمدت دارد.
اشتغال پایدار، انتقال فناوری به استانهای عقبمانده و توانمندسازی اجتماعات محلی نقش مکمل و غیرقابلانکار دارند. از هفت اشتباه رایج بپرهیزید: نگاه جزیرهای، غفلت از اقتصاد استانهای پیرامون، قوانین متغیر، نبود نظام یکپارچه گمرکی، ضعف در دیپلماسی اقتصادی، قطع ارتباط مناطق آزاد با برنامه هفتم توسعه و انتظار رشد سریع بدون نهادسازی راهبردی.
اقتصاد ۵۰ ساله مناطق آزاد در جهان نشان میدهد که پیوند اقتصاد و اجتماع بدون نهادگرایی ممکن نیست. همین امروز یکی از این اصلاحات ساختاری را انتخاب کنید. اقدام راهبردی، ارزشی فراتر از هر گزارش و مصوبه دارد.